۲۳

اميرفرشاد ابراهيمی: وبلاگ‌نویس مزاحم

Print Friendly, PDF & Email
هزار بار تا به حال سعی کرده‌ام این مسأله‌ی مزاحمت‌های وبلاگی اميرفرشاد ابراهيمی ختم به خير شود و هر بار که این اطلاع‌رسانی به روز شدن وبلاگ‌اش را برای‌ام ای‌ميل می‌کند (و من هرگز هيچ جا درخواستی برای با خبر شدن از به روز شدن وبلاگ‌اش نداده بودم) با خودم می‌گويم اين بار حتماً می‌فهمد و ديگر نمی‌فرستد اين ای‌ميل‌های مزاحم را. اما نمی‌شود که نمی‌شود. هر بار می‌روم اين اشتراکی را که من هرگز انجام داده بودم لغو می‌کنم و باز می‌بينم که با اسمی ديگر، با ای‌ميلی دیگر، دوباره اين ای‌ميل‌های هرز و مزاحم از راه می‌رسند!‌ آقاجان! پدرت خوب، مادرت خوب!‌ چه آزاری داری که شرت را از سر ملتِ ای‌ميل‌دارِ کره‌ی زمين کم نمی‌کنی؟! گفتم يک بار اين را در وبلاگ‌ام علنی بنويسم، شايد تکانی بخورد و دستِ‌ از سرِ ما بردارد. شرطِ ادب، شرط انسانيت، شرطِ مروت و مدارا، و شرط زيستن اخلاقی در فضای وبلاگستان اين است که ديگران را با اين کارها آزار ندهی. دست بردار آقاجان! بگذار زندگی‌مان را بکنيم. اگر دوست داشتيم و لازم بود، خودمان کور نيستيم، بلديم بياييم وبلاگ‌ات را بخوانيم! نکن آقا! خوب نيست!
  1. آقای محمدپور! خدا از دهن‌تان بشنود. با اینکه الان تقریباً ترکیده‌ام از خنده با خواندن این جملات، ولی بدجوری با این پست همدردی می‌کنم و امیدوارم واقعاً یک روزی برسد که این ایمیل‌ها رو دیگه نبینیم! من هم بارها و بارها بهش ایمیل دادم که تورو به خدا من رو از لیستت پاک کن اما انگار که یاسین خوانده باشی به دیوار!!!

  2. جالب اینه که همه ای میل های اطلاع رسانی وبلاگ هم با آی دی خانم ها میاد!

  3. علی says:

    اولین نتایج سفر شما به ایران به‌بار نشست!
    معلومه که توی این سفر نظام شما رو هم خریده و شما نمی‌خواهید مردم گفتنی‌ها را بشنوند و حتی گوش خودتان را می‌خواهید بگیرید :))
    ***
    سطر‌های آخر فوق‌العاده بودند، دست مریزاد! به امید کم‌تر اذیت شدن 🙂

  4. دقیقا اینگونه افراد را از جمله آقای داریوش را می فهمم ! نگاه کنید کسب مشتری و خواننده راههای دارد یکی برمیدارد مینویسد مثلا عکس لخت فلان هنر پیشه در حمام یکی دیگر برمیدارد مینویسد راه پولدار شدن یکی دیگر هم با آوردن اسم افرادی که مطمئنا از آنها معروف تر و مشهور هستند در بلاش سعی می کنند لینک و خواننده جمع کند ( دوستان اصلا حمل بر خودستایی نیست من خاک پای همتون هستم اگر هم نامی هست مدیون شما و صفاتون هستم) ولی بینی و بین الله بروید همین کنتور وبلاگ این آقای داریوش میم که من اصلا نمیدانم کیست و اصلا ایمیلش را هم ندارم وگرنه همین حرف را خصوصی بهش می گفتم نگاه کنید قبل و بعد این پست هم کنتور و مراجعه کنندگانش را نگاه کنید این همان لگد پرانی به دیگران به قصد اشتهار است !
    سیستم خبر رسانی وبلاگ من هم کاملا اختیاری است من اونقدرها بیکار نیستم بگردم ای میل خلق الله رو پیدا کنم و برم تک تک عضوشان کنم در ثانی بروم این خبط را بکنم طرف باید خودش با ایمیلش عضویتش را تائید کند مگر اینکه حضرت اجل میم جان ادعا کند من پسورد همه را هم دارم و خودم میروم در ایمیلشان و تائید می کنم . خدا به من وقت بیشتر و به داریوش میم عزیز خواننده بیشتری عطا کند تا اینگونه برای جلب آنها تهمت پراکنی نکند . بسیار مشتاقم تصویر یکی از آن هزاران میلم را ببینم !
    ****
    آقاجان! خدمتِ شما:
    http://blog.malakut.ir/amir-farshad-2.JPG
    اين هم يکی ديگر:
    http://blog.malakut.ir/amir-farshad.JPG
    شايد تنبهی حاصل شود!

  5. سمن says:

    آخ گفتيد من هم از اين مزاحمت ها دارم!
    در ضمن به شما لينكيديم.

  6. ای بابا، تو هم دیگه خیلی حساسی آ.
    ****
    واقعاً! ولی اگه مجبور باشی مرتب اين همه ای‌ميل را دستی پاک کنی و هر بار عضویت‌ ناخواسته‌اند را در آن خبرنامه لغو. کنی و به گوش کسی نرسد و دوباره با يک اسم و جنسيت و شناسه‌ی ديگری همان‌ها را برای‌ات بفرستند، ديگری حسابی شاکی می‌شوی! و تازه ببينيد که من تنها آدمی نيستم که جان‌ام به لب رسيده از اين کار.

  7. امین says:

    …. به ز آدميان مردم آزار
    ****
    به قرينه‌ی لفظی و معنوی کمی تغيير کرد آقا! شما ببخشيد به بزرگواری‌تان!

  8. منم موافقم! به اندازهء كافي همه مي دانند حقيقتو… ديگه اين همه توضيح دادن و نوشتن و فرستادن براي اين و اون ندارد كه…

  9. بعد از مدتها از ته دل خندیدم. آن هم در تنهایی. و از این نوشته ی کاملا جدی. چرایش را خودم هم نمی دانم اما دیدم خواننده ی دیگری هم نوشته است « … تقریبا ترکیده ام از خنده…». شاید ساختار نوشته و نحوه ی قرار گرفتن بعضی کلمات باعث شده است تا در عین جدی بودن ، نوشته حالت طنزی شیرین به خود بگیرد. به هر حال خسته نباشید. بنده هم مشکل ای میلهای فورواردی را دارم که دوستان از سر لطف می فرستند ولی من به علت ضیق وقت قادر به خواندن تمام آنها نیستم. رویم هم نمی شود از تک تک آنها بخواهم که این کار را ادامه ندهند. (بالاخره به یاد من بوده اند و من را آدم حساب کرده اند که مرا در لذت خواندن مطلبی که خودشان پسندیده اند ، شریک کنند.). حالا که داستان به اینجا کشید ، این نکته را هم بگویم که ای میل ها و فکس های ناخواسته ای که برایمان فرستاده می شود ، می تواند یکی از جدید ترین مباحث حقوق بشر در غرب باشد. فقط تجسم کنید که در دفترتان یک دستگاه فکس دارید و روزانه بدون اغراق ۲۰۰ برگه فکس تبلیغاتی برایتان می فرستند. هیچ راهی هم برای توقف آنها یا شکایت به جایی وجود ندارد. روزانه هزینه ی دوبسته کاغذ و مرکب فکس مربوطه به کنار ، وقتی را که برای نگاه کردن آنها صرف می شود از کجا بیاوریم؟ آنقدر هم زیادند که نمی توانی به تک تک آنها دوباره فکسی بفرستی که لطفا به این شماره فکس نزنید! خلاصه ، وقت و انرژی و هزینه ی شما را می گیرند و در عالم رعایت حقوق شخصی و خصوصی بشر دستتان به هیچ احدی نمی رسد…

  10. فرزین says:

    این هم روشی است برای تقرب به صاحبان قدرت اگر علنی نمیکردید سنگین تر بودید اگر اندکی انصاف باشد یکی از جالب ترین بلاک هاست

  11. لیدا says:

    واقعا برایتان متاسفم . واقعا جالب است که ایرانی ها برای خراب کردن دیگران به چه حربه هایی که دست نمی زنند. جناب، فکر نمی کنم پاک کردن ایمیلی که نخواهید آنقدر زحمت برای شما داشته باشد که خودتان را با نوشتن همچین پستی و علنی کردن آن و جنجال راه انداختن اینقدر پایین بیاورید. البته ظاهرا از نگه داشتن آنها هم بدتان نیامده!!!!!!!!
    حد اقل اگر هم عکسی از ایمیل هایی که میگویید برایتان آمده می خواستید بفرستید از جدیدهاش می فرستادید. نه مال یکی دو سال پیش!!!!!! واقها براتون از ته دل تاسف می خورم.وقتتان را با چه چیز هایی می گذرانی!!!!!.
    ****
    می‌توانيد نظر سايرین را هم بخوانيد و بعد قضاوت کنيد.

  12. لیدا says:

    برای قضاوت روی ادعای شما همان دو عکسی که گذاشتید مارا بس که مال یکی دو سال پیش است. بعد از یکی دو سال یادتان افتاده که بگویید فلانی مزاحم است؟!!!
    آنوقت است که آدم شک می کند که قصدتان چه بوده؟ خراب کردن یک نفر یا جنجال راه انداختن یا مشهور کردن خودتان. خوبیت ندارد آفا. نکنید این کار ها را!نکنید!
    ****
    خانم عزيز!‌ من نمی‌فهمم شما چرا اين وسط به نيابت از ايشان داريد دفاع می‌کنيد. تمام ای‌ميل‌هايی که از ايشان می‌آيد را من پاک می‌کنم. هر بار به اين اميد که دیگر نمی‌فرستد. اين نهايت بی‌شرمی است که يکی (يا مدافعان و مبلغان‌اش) می‌دانند چنين کاری می‌کنند و آن وقت به اين شيوه از درِ دفاع در می‌آيند. مگر در مزاحم بودن و اسپم فرستادنِ ايشان و مبلغان‌شان شکی هست؟ خراب کردن يک نفر؟ چه خراب کردنی؟ وقتی اين يک نفر به هزار و يک شيوه درس نمی‌گيرد، طبيعی است که به اين شيوه بايد متنبه شود. جنجال راه انداختن؟ از کی تا به حال اسم يک پاراگراف هفت هشت خطی شده است جنجال؟ از کی تا حال طنز آميخته به جد، شده است مشهور کردنِ خودمان؟ کمی فکر کنيد!‌ کدام آدم عاقلی با تلنگر زدن به اميرفرشاد ابراهيمی آن هم برای اين‌که مرتب به ای‌ميل‌اش اسپم نفرستد، دنبال مشهور شدن می‌رود؟! فکر کنيد خانم به کاری که داريد می‌کنيد. خوش‌تان می‌آيد از اميرفرشاد؟ دوست‌اش داريد؟ باشد. خيلی هم خوب است. ولی اگر دوست‌اش داريد تذکر بدهيد که برای مردمی که درخواست عضویت در اين خبرنامه را نکرده‌اند و چندين مرتبه آن را لغو کرده‌اند، اسپم نفرستد. اگر خودش نمی‌فرستد، برود در وبلاگ‌اش بنويسد که اين‌ها کار خودش نیست. به همين سادگی. وقتی اين کارها را نمی‌کند، معلوم می‌شود بدون هيچ شکی وبلاگ‌نویس مزاحمی است و اساساً دنبال مطرح کردن خودش به هر شيوه‌ای هست. از شما بعيد بود با این زبان و به اين شيوه به جانب‌داری برخيزيد. اگر دوست‌اش داريد، همين سفارش مختصر را بکنيد. مطمئن باشيد نه من، که ده‌ها نفر دیگر هم خرسند و سپاسگزار خواهند شد.

  13. لیدا says:

    جناب متاسفم که اینقدر دیدتان تنگ است. من از حق دفاع می کنم نه چیز دیگر.و از رفتار ایرانیان شرمم میاید که در هیچ جای دیگر نمونه اش را ندیده ام.ایشان خدا رو شکر نه نیازی به نیابت دارند و نه وکالت و اگر هم داشته باشند من در آن جایگاه نیستم . من به نوع رفتار شما خرده گرفتم. خرده گرفتم به آن چیزی که در عرف من جایی ندارد و آن اتهام است. بیش از این هم با شما وارد بحث نمی شوم که مغلطه می کنید و مسایل خصوصی دیگران را وارد بحث می کنید.
    ****
    خانم محترم! شما مدام از ديدِ تنگ مردم حرف می‌زنيد و انگشت اتهام‌تان بلند است. وقتی هم پای استدلال‌تان لنگ می‌شود از ميدان در می‌رويد و حريف را متهم به مغلطه می‌کنيد. شما را به خدا برگرديد زبان و ادبيات خودتان را نگاه کنيد. فکرش را بکنيد که من اگر همين‌جور ابتدا به ساکن و بی‌مقدمه (و اين‌جور که از فحوای يادداشت‌های قبلی شما بر می‌آيد، لابد به دروغ و با افترا و تهمت) خواسته باشم اين حرف‌ها را درباره‌ی اميرفرشاد ابراهيمی بزنم، آن وقت مغزم معيوب نيست؟ لابد فکر کرده‌ايد اين‌ها که گفته‌ام خيال‌بافی است و هيچ ای‌ميل هرزی از جانب اميرفرشاد و دوستان و مبلغان‌اش به من و صدها نفر ديگر نرسيده است. این اسم‌اش «مسايل خصوصی» ديگران نيست. (البته گويا شما برداشت‌تان از مسايل خصوصی چيز ديگری بوده است که من نمی‌فهمم کجا به آن اشاره شده است!). خانم محترم! يک بار دیگر يادداشت مرا بخوانيد و تأمل کنید. من هم واقعاً وقت ندارم بيشتر از همان چند خط را صرف کار اميرفرشاد ابراهيمی کنم (می‌توانيد ادبيات‌اش را پای همين مطلب بخوانيد و ببينيد: «لگد پرانی به دیگران به قصد اشتهار است»). اما شما اگر حقيقتاً دنبال حقيقت هستيد و از حق دفاع می‌کنيد، خوب است از حق تمام کسانی که خانه‌‌شان و ميل‌باکس‌شان مورد هجوم و تعرض ای‌ميل ايشان و دوستان‌شان قرار می‌گيرد دفاع کنيد. و ايشان البته که با اين استدلال‌های لنگ و ادبيات «لگدپرانی» سخت نيازمند وکيل و نايب هستند و شما هم اگر دوستِ ايشان هستيد (و اين‌که من شما را دوست ايشان بخوانم حمل بر دخالت در مسايل خصوصی‌تان (!) نمی‌کنيد)، لطف کنيد و از سر دوستی به ايشان بگوييد خوب است اگر خودشان اين کار را می‌کنند، بساط اين بازی را جمع کنند. اگر دوستان‌شان می‌کنند، به آن‌ها هم بگويد بی‌رضايت مردم به میل‌باکس‌شان تعرض نکنند. اگر هم روح‌شان خبردار نبوده از اين کارها (!) باز هم خوب است در وبلاگ‌شان توضيح بدهند که هيچ وقت قصد فرستادنِ اين ای‌ميل‌های خودسرانه و آزاردهنده را نداشته‌اند و هيچ مسئوليتی در قبال اين عملِ «زشت» بر عهده نمی‌گيرند. شما با اين دفاع بی‌منطق داريد قبحِ اصلِ کار را فراموش می‌کنيد و فکر می‌کنيد يکی به اسم اميرفرشاد ابراهيمی حق‌گو در عالم پيدا شده است و يگانه‌ای است در عالم و بقيه دارند او را ناديده می‌گيرند و نمی‌گذارند حرف حق و عادلانه‌اش به گوش عالم برسد و حالا هم دارند شخصيت‌اش را تخريب می‌کنند! تو را به خدا بس کنيد و به خودتان بيايید! دنيا بزرگ‌تر از اين حرف‌هاست!
    د. م.

  14. من فرشاد رو ميشناسم داريوش خان. آدم خيلی خوب و مهربونيه. اولهای وبلاگنويسی جوگير شده بود، خودش رو با آدرسهای دوست و آشناهاش توی چند تا خبرخوان ثبت کرد. حالا ديگه کنترلش عين هيولای فرانکنشنتين از دستش خارج شده! تا به حال اسم من رو هم ازشون پاک کرده اما با اين حال برام ايميل مياد. چند بار هم بهش گفته‌ام و ميدونه و سعی در تغيير روشش داره. ايجاد مزاحمت هست اما قبول کنيد که شما هم کمی تند رفته‌ايد. شرط مروت و مدارا با همکاران وبلاگی يکی هم اينه که آدم اگه باهاشون مشکلی داره اول سعی کنه که خصوصی حل کنه. بهتر نبود برای خودش همين چند خط رو با ايميل ميفرستاديد و بهش فرصت ميداديد توضيح بده، يا دست کم عتاب و خطابتون رو متوجه تمام اسپم‌پراکنها ميکرديد، نه همين يک نفر؟
    ***
    درست می‌گوييد. ولی انصاف بدهيد آن پاسخگويی و آن عده‌کشی کار آدمی نیست که خودش می‌داند کجا اشتباه کرده. خرج‌اش يک توضيح کوچک در وبلاگ‌اش بود نه طلب‌کار شدن و اتهام چسباندن به مردم.

  15. رضا says:

    سلام
    شما به دليل سابقه و فعاليت خوبي كه در گوشه اي از وبلاگستان داشته‌ايد براي خودتان كدخدايي محسوب مي شويد اما واي بر سرزميني كه كدخدايان آن چنين ناصبور و نابردبار باشند.

  16. جريان طلبکار شدن و اتهام چسبوندن چيه اونوقت؟
    ميبينيد؟ جريان رو علنی ميکنيد، اما نه همه‌اش رو، بعد هزار سؤال و حرف و سخن ازش درمياد.
    نکنيد اين کارها را. خوبيت ندارد! 🙂
    ****
    جريان طلب‌کار شدن را پای همين مطلب بخوانيد. نظرهای اميرفرشاد و خانم ليدا را.

  17. آرش says:

    سلام.
    بهتر است یک نگاهی به جزئیات ایمیل بیاندازید شاید از آدرس ایمیل فرشاد سوء استفاده شده باشد. راستی چرا ایمیل را در ورد نمایش دادی رفیق؟!
    امیرفرشاد اگر یک دختر ۱۴ ساله بود شک می کردم که شاید درست نوشته باشید اما فکر نمی کنم کسی که فقط ۵۰ خواننده وبلاگ هم داشته باشد دست به چنین کاری بزند.
    راستی اگر من با نام شما در جایی کامنت بگذارم و چرند بگویم معنایش این است که خود شما کامنت گذاشته ای؟! و برای اثبات اینکه خودت نبوده ای باید معجزه کنی تا همگان باور کنند؟!..
    کمی منصف باش رفیق.
    ****
    اگر همه‌ی مدافعان اميرفرشاد مثل شما باشند، برای‌اش چه می‌ماند؟

  18. بردیا says:

    واقعا برایتان متاسفم جناب ادیب و نویسنده و بلاگر اینکار شما زشت ترین کار ممکن بود من اون نامه های منتشره از شما را که گفته بودید میلهای هرزه امیرفرشادابراهیمی هست را خواندم و دیدم تبریک عید بود !!! امیرفرشاد و امیرفرشادها حق بزرگی بر گردن ما دارند این افراد سالیانی در زندان بودند برای ما برای آسایش فردای ما آنوقت شما ایشان را مزاحم می خوانید که چرا برایتان تبریک عید فرستاده است ؟ من اهل برچسب زدن نیستم اما قاطعانه می گویم یا عامل عاقل جمهوری اسلامی هستید یا جاهل به امر . در هر صورت وظیفه اخلاقی حکم میکند از امیرفرشاد عذر بخواهید
    ****************************
    چشم! حتماً امتثال امر می‌کنم! چقدر هم که شما «اهل برچسب زدن» نيستيد! از کی تا به حال «اميرفرشادها حق بزرگی بر گردنِ ما دارند»؟ بر گردنِ شما شايد. بقيه را جمع نبنديد لطفاً. جوری صحبت می‌کنيد که انگار يک قهرمان ملی نام‌اش مخدوش شده است. تو را به خدا به خودتان بيايید. کسی اگر نداند اميرفرشاد کی‌ست و چه کار می‌کند، ممکن است گمان ببرد شما داريد از نلسون ماندلا حرف می‌زنيد.

  19. صفا اوحدی says:

    واقعا شرم آوره از شما که ظاهرا نویسنده هستید و اهل فکر و شعور ! اینچنین برخورد کردن با دیگران آنهم با کسانی که رنج کشیده هستند اینچنین می کنید ! بقول خودتان بله من هم نمی گویم دکتر ابراهیمی نلسون ماندلا هست ولی کاش دست کم خودتان فقط یک روز زندانی می بودید آنهم در زندانهای ایران می فهمیدید آنوقت ایشان کیست ۱۸ ماه انفرادی می دانید یعنی چه ؟
    ظاهرا به تازگی از سفر ایرن هم برگشتید خوب توقعی ازتان نمی رود حتما معامله ای بوده و یا دلتان می خواهد دفعه دیگری که رفتید بیشتر تحویلتان بگیرند !
    ص . الف / کپنهاگ
    *****
    خوش‌مان آمد. ظاهراً شما هرگز ايران نمی‌رويد و اخيراً هم اصلاً نرفته‌ايد و اساساً اگر هم قوم و خويش و فاميلی در ايران دارید، همه‌شان لابد يک جوری با رژيم منسوب‌اند و بر همين قياس! مزاح خوبی بود. خستگی امروزمان هم در رفت! محض اطلاع حضر‌ت‌عالی عرض می‌کنم که اگر اکبر گنجی هم که آن همه زندان کشيد و روزگار بسيار سخت‌تری از اميرفرشاد داشته اين کار را بکند و مردم آزاری اينترنتی راه بيندازيد، کمتر از اين حرف‌ها نبايد تحويل‌اش داد. «شهيد شدن» بهانه‌ی خوبی برای مردم‌آزاری نيست! (تازه اميرفرشاد را که شهيد نکردند!)

  20. محمد رضا قادری says:

    واقعا براتون متاسفم که اینطوری آب به آسیاب به رژیمی می ریزید که خونخوار است و اینگونه مزد مبارزان را می دهید شرم بر شما باد .
    ****************
    🙂

  21. sahar says:

    مردم شنیدنیها را می شنوند و گفتنی ها را بازگو می کنند خواه پند گیرید خواه ملال ولی حد اقل این را می دانم که هر حرفی حداقل یک بار ارزش شنیدن دارد و اگر یافتی که گوهریست ناب باید آنرا کنج قلبت حک کنی تا با تمام وجودت به آن ایمان بیاوری. من به امیر فرشادها احسنت می گویم و درود می فرستم بر آنها هزاران بار.

  22. معصومه مصباحی says:

    سلام
    از شما که علی الظاهر وبلاگتان و این حلقه ملکوتیان انسان فرهیخته ای می نمائید اینگونه نوشتن و شلتاق کردن بعید بود ! نگاه کنید من هر دویتان را از روی نوشتارتان می شناسم و بستگی و وابستگی با هبچ کدامتان ندارم شما چند اشتباه عمده انجام داده اید :
    ۱- اتهام زدید و برچسب زدید به یک فرد
    ۲- اینگونه نوشن علی اظاهر بر خلاف مرام ملکوت است
    ۳- کسی را ورد اتهام واقع نمودید که سالها زندان بوده شکنجه شده و بخاطر ایران و هم میهنانش آواره شده
    ۴- هیچ دلیل متقن و گویا و مستندی هم ندارید
    ۵- ناوانمردانه ترین کارتان هم این بوده که برداشتید تبریک زیبا و مهربانانه اورا به خودتان هرز ناه لقب دادید
    به نظر من که خواننده ای عادی هستم باید از وی رسما پوزش بخواهید تا رسم جوانمردی در وبلاگستان هم رعایت شود .
    ***********************
    ۱. اتهام نبود و عین واقعیت بود. من پشته‌ای از ای‌میل‌های ايشان دارم و هرگز درخواست دریافت این‌ها را نکرده بودم.
    ۲. خلاف کدام مرام؟ از کی مرام ما اين بوده است که ديگران به حریم خصوصی آدم تعرض کنند و بعد با پررویی تمام بگويند نکرده‌اند و آن وقت ما سکوت کنيم؟ خودتان برای خودتان مرام تعریف می‌کنید و ما را ملزم به رعایت‌اش می‌دانيد؟ عجبا!
    ۳. یعنی چه؟ هر کس زندان برود (درست يا غلط) حق پیدا می‌کند که هر کاری دل‌اش خواست بکند؟ این چه جور استدلالی است؟
    ۴. دليل از اين متقن‌تر بود که مرتب اشتراک ناخواسته را از آن فهرست حذف می‌کردم و باز هم به آن ليست بدون اين‌که هرگز خواسته باشم، اضافه می‌شدم؟
    ۵. تبريک زيبا؟ کدام تبريک؟ معنی «هرزنامه» را می‌دانيد؟ «اسپم» می‌دانيد یعنی چه؟ یعنی نامه‌ی ناخواسته‌ای که مرتب برای شما ارسال می‌شود.
    پس مرحمت بفرماييد خودتان کمی عذرخواهی کنيد که اصلاً نمی‌دانيد ماجرا چه بوده است. شما آزاديد از عقايد ايشان خوش‌تان بيايد و هم فکرش باشيد و مطالب‌اش را بخوانيد. خيلی هم خوب است. ولی تحميل کردن اين‌ها به مردم و اصرار به خواندن اين مطالب کمی دور از شأن آزادی و آزادگی است. اندکی پختگی به آدم می‌گويد تا اين حد به حریم خصوصی ديگران تعرض نباید کرد.
    د. م.

|