۴

اسفندگانِ نو

Print Friendly, PDF & Email
امروز روز تولد بانو است. مشغله‌ی اين سال‌ها ميان من و شعر فاصله انداخته است. فاصله‌ای تلخ. شعر را اين روزها می‌خوانم و می‌نوشم. برای زادروزش هر هديه‌ای کم است. خرد است. حقير است. اين را کسی می‌فهمد که معنی ايثار را بداند. معنی از خودگذشتگی و وفا را بداند. شعرگونه‌ای را که سه سال پيش نوشته بودم، دوباره تکرار می‌کنم. حرف‌ها همان است. احساس همان. عشق همان – نه، بلکه عميق‌تر. اما هر چند «لا تکرار في التجلی»، مفاهیم همان هستند و حرف‌های دل همان‌ها. و من از دنیا چه دارم جز همين عشق. همين است که تا امروز نگاه‌ام داشته است، در این تنهایی بی‌کران. و هنوز «عشق می‌ورزم و اميد که اين فن شريف / چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود».

در اين بنای خاکی ذرات خفته‌جان
گويی ورود تو،
پيوند مهر دارد با روح خاکيان.

هر چند روز آمدنت،
در ماه مهر نيست.
با مهرِ ماه بود تمام وجود تو!

اسفندگان من!
ای جاودانه عاشقِ دوران!
معمار عشق بودی،
در خاک خسته‌ی بر باد رفته‌ام!

امروز هم،
هر روزِ من تويی.
هر لحظه‌ی خجسته‌ی اسفند ماهی‌ات،
خاکستر خموشی ديرينه‌ی مرا
همزاد شعله‌ها،
همراه بارقه‌ای پاک کرده است.

ای تابناک مهر فروزان عمر من!
ای پاک‌تر الهه‌ی شيرين خسروان،
ای زاده‌ی کيان!

امروز شاد باش و هماره تو دير زی

  1. آبان says:

    زنده باشن ، ایشالا صد سال زنده باشین و به شادی و خوشی زنگی کنین .مبارکه

  2. محمد میناچی says:

    سلام داریوش عزیز،
    از طرف من خذمت خانم سلام برسانید و تولدشون را تبریک بگید. امیدوارم همیشه موفق شاد باشید.

  3. محبوبه says:

    چه شیرین نوشتی!!
    مبارکه..
    🙂

  4. لیلا says:

    حالا تبریک میگم چون حالا خوندم
    قشنگ بود

|