۰

قرآن تک‌لايه و قرآن ذوبطون

حداقل دو گروه هستند که در آرزوی قرآنی تک‌لايه هستند يا اساساً قرآن را تک‌لايه می‌بينند: نخست عده‌ای که ذهنی تنبل دارند و حوصله‌ی «تعقل» و «تفقه» و مخصوصاً بحث و فحص فلسفی و کلامی ندارند؛ ديگر عده‌ای که بهترين راه نفی و طرد قرآن به عنوان يک متن مقدس دينی را تک‌لايه نشان دادن آن می‌دانند. عمده‌ی دين‌داران و متکلمانی که قايل به قرآنی هستند فاقد معنای باطنی و لايه‌های عمیق‌تر به گمان من به وجهی در همان طبقه‌ی نخست واقع می‌شوند. قرآن ناگزير متنی است چند لايه. کمترين دليلی که ايجاب می‌کند قرآن چند لايه باشد و حتی معانی عميق‌تر آن گاهی با معانی ظاهری آن تفاوت داشته باشند، باور مسلمانان به جاودان بودن قرآن است. اگر قرار باشد اين متن برای همه‌ی مسلمان‌ها در همه‌ی زمان‌ها و مکان‌ها حجت باشد، چاره‌ای نداريم جز آن‌که آن را چند لايه بدانيم. اين البته موضعی است که کمابيش عمده‌ی فليسوفان و تأويل‌گرايان باطنی‌مسلک داشته‌اند.

در دوران جديد البته رويکرد به فهم قرآن دستخوش تغييراتی شده است، اما می‌توان به نحوی اين تغيير فهم را مرتبط با تحولات پيشين در شناخت قرآن دانست. تنها یک نکته را در حاشيه می‌افزايم که به اعتقاد من حاشيه‌ی بسيار مهمی است: آيا تمام مسلمانان معتقد و مؤمن در طول تاريخ تا به امروز مو به مو به تمامی احکام قرآن هم‌چنان که در ظاهرش آمده است عمل کرده‌اند؟ (مقصودم سهو و قصور و اين حرف‌ها نيست؛ مرادم مشی آگاهانه و عملی يک جامعه‌ی اسلامی است). در پاسخ ناگزير يا به شمار بسيار اندکی می‌رسيم (که يعنی اسلام در طول تاريخ چندان وجود پر رنگی نداشته است!). يا ناگزير می‌توانيم به اين نقطه برسيم که مسلمانان در طول تاريخ پاره‌هايی از قرآن (يعنی بخش‌هايی از ظاهر قرآن ) را ناديده گرفته و لزوماً تمام و کمال به آن عمل نکرده‌اند و اين ناديده گرفتن برای آن‌ها توجیهی کلامی، فلسفی و حتی فقهی داشته است. به نظر من تمام اين‌ها دلالت بر قرآنی ذوبطون دارد.

اين همه مقدمه و مؤخره نوشتم برای گفتن يک جمله‌ی کوتاه: در دوران جديد، مسلمانی بزرگ‌ترين ضربه را از ناحيه‌ی کسانی می‌خورد که يا قرآن را تک‌لايه می‌بينند يا آن را تک‌لايه می‌خواهند. دين‌ورزی در روزگار معاصر بدون ذوبطون ديدن قرآن، مسلمانان را به عسر و  حرج می‌اندازد و چه بسا که عقل‌های ضعيف‌تر را به انکار دين می‌کشاند. به نظر من چند لايه ديدن قرآن هم عقلانی است و هم دينی؛ هم مطلوب است و هم ممکن. يعنی در فهم قرآن هم تکثری عميق جاری است. اين اشاره باشد تا بعد در فرصتی فراخ‌تر منظورم را روشن‌تر بگويم.

|