۱

در فضيلت سنجيده سخن گفتن

Print Friendly, PDF & Email

مدتی است که به چيزی حساس شده‌ام، چيزی که مدت‌هاست سعی کرده‌ام خودم را از آن برهانم: زبان و ادبيات نسنجيده. هر چه فکر کردم به جای «نسنجيده» کلمه‌ای درست به ذهن‌ام نرسيد. می‌خواستم بنويسم «تلخ» يا «پر طعنه» يا «عاطفی». ولی خودِ اين کلمه‌ها شايد باعث نقضِ غرضِ من از اين يادداشت می‌شد. برای من سخن يا نوشته‌ی سنجيده، نوشته‌ای است که نويسنده يا گوينده تلاش کند از فضای جدلی و خط‌کشی‌های سياه و سفيد و رديه‌های عاطفی شديد فاصله بگيرد. حقیقت در دوگانه‌های حق و باطل آشکار نمی‌شود. چيزی هست، حکمتی هست، معنايی هست که بدون داغ و درفش می‌تواند خودش را نشان بدهد. خرد، دانش و معرفت با زبان گزنده اگر همراه شود، لکه‌ای بر دامان خرد و دانش می‌نشيند.

شاید بپرسيد مگر به گاه گفتن حقيقت، می‌شود تلخی‌ها را ناديده گرفت؟ می‌گويم که می‌شود زبان را پالايش کرد، بهداشتی کرد. هر چه زبان تلخ‌تر و عبارات «نسنجيده‌»تر باشند، احتمال تأثيرگذاری آن بر مخاطب به قصد گشودنِ گرهی که گمان داریم می‌خواهيم بگشاييم، پايين‌تر می‌آيد. فرض را بر اين گرفته‌ام که زبان را برای مفاهمه به کار می‌گيريم و برای صلح و دوستی. فرض کرده‌ام که کسی از زبان گلوله نمی‌سازد، خنجر نمی‌تراشد. فرض را بر اين گرفته‌ام که از اين برجسته‌ترين مشخصه‌ی نوع بشر می‌شود به شريف‌ترين وجهی استفاده کرد. البته بعضی هرگز این فرض را در انديشه‌شان دخيل نمی‌کنند. اما مدعای من این است که اگر قصد مفاهمه و گفت‌وگوست و نشر معرفت و دانش، بدون کمترین شکی، زبان نسنجيده، تنها خراش می‌دهد، دشمن می‌تراشد و رنجش می‌آفريند.

در نتيجه، هر وقت با چنين ادبياتی برخورد می‌کنم، که در اغلب موارد گمان می‌کنم سوء نيت يا خبث طينتی در پس گفتار يا نوشتار نويسنده‌ی آن نهفته است، ولو در آن نوشته حقيقتی باشد، ناگزير از آن گريزان‌ام و دل‌ام بر هر حقیقتی که در آن باشد سرد می‌شود. گاهی اوقات ممکن است واژه‌ای سخيف باشد، اما چنان در ظرف و بستر متنی خوب بنشيند که هيچ تلخی يا گزندی از آن حس نکنی. آدم با مثنوی خواندن هرگز حس نمی‌کند که مولوی دارد با بغض و کينه مخاطب‌اش را نفله می‌کند. ولی می‌شود همان کلمات را در متنی ديگر و در کنار عباراتی به کار برد که آينه‌ی تمام نمای خشونت و نفرت باشند.

زبان، فنی است شريف. اين فن شریف برای پايدار کردن ارزش‌های متعالی انسانی است. چيزی که می‌گويند ما انسان‌ها بدان از حيوانات متمايز شده‌ايم. پس در سنجيده سخن گفتن، به ويژه در روزگارِ ما، فضيلتی هست که نمی‌شود به بهانه‌ی راست گفتن و حقيقت آن را زير پا نهاد. زبان پالوده و بيان بی‌آزار داشتن خود در شمارِ حقیقت‌ها و ارزش‌های متعالی است.

  1. shobeir says:

    چیزی که این مطلب را جالب می‌کند خودسازگار بودنش می‌باشد و این‌که با خود در تضاد نیست…
    اما سوال…
    آیا این بیان کردن مقصود در میان پوشش‌ها و آراستن آن به هزاران شیوه باعث نشده که ما ایرانیان در بیان واقعیات، احساسات و … کمی دچار مشکل باشیم؟
    شاد زیید
    ***
    نه. فکر می‌کنم برای پرهيز از درگيری لفظی و جنگ اعصاب همين شيوه بهتر است، و گرنه مقصود و مصداق نوشته برای اهل اشارت چندان نامشخص نیست.

|