۵

آن خطرِ ديگر

احمدی‌نژاد به حق دارای يکی از «قراضه‌»ترين ديپلماسی‌هايی است که تا به حال در تاريخ سياسی ايران وجود داشته است (چند روز پيش دوستی اين تعبير «قراضه» را به کار برد و سخت به جا و ايده‌ی اين يادداشت را هم ديروز ظهر). کاش از هوش و درايت و بلاغت لاريجانی می‌توانستند و می‌خواستند استفاده‌ی مناسبت بکنند. اما دردِ عظيم اين‌جاست که در اين وانفسايی که چند دولتِ ديوانه دندان‌های‌شان را تيز کرده‌اند که تنِ وطن را پاره پاره کنند، بايد دندان بر جگر بفشاری که به بهانه‌ی قبا کردن پیراهن رييس جمهوری که نمی‌داند چه وقتی بايد چه بگويد و چه نگويد، آن‌ها بر سر وطن نريزند! دردناک است ديگر، اما ظاهراً بايد صبوری کرد. ولی اين صبوری هم ريسک است. چه ريسکی؟ ممکن است ما صبوری کنيم يا نکنيم، باز هم آمريکا جنونِ هميشگی‌اش گل کند. و ريسک ديگری هم که هست اين است که . . . خودتان می‌دانيد ديگر! همان خطرِ ديگر. تاريخ سرزمين ما سرشار از موقعيت‌هايی است که از يک خطر به دامان خطر ديگر افتاده‌ايم، حال يا خطر بزرگ‌تر بوده يا کوچک‌تر. ما هيچ وقت از امنيتی به امنيتی بزرگ‌تری نرفته‌ايم انگار. ريشه‌ی مشکل را من هنوز در «توسعه نيافتگی» مزمن کشور می‌دانم. «توسعه» به معنای دقيق‌اش در کشور ما غايب است. و توسعه شامل رشد تحصيل و آموزش به معنای مدرنِ آن، نهادينه شدن خدمات بهداشتی، فقرزدايی بنيادين و مقولاتی از اين قبيل است. و صد البته هزار درد و مرض ديگری که حاصل موقعيت خاص جغرافيايی ايران است. پس می‌بينيد که جغرافيا گاهی باعث بدبختی و گاهی باعث خوشبختی آدمی است.

اما چه باک؟ بگذاريد اين را هم بگويم (شرمنده‌ی آقای مهاجرانی عزيز). آقای جوادی آملی يک نصيحت به احمدی نژاد کرده بود: «به مردم دروغ نگوييد» و رييس جمهور ما اسطوره‌ی صداقت و راستگويی و عمل به وعده‌هايی است که مدعی بوده است می‌تواند محقق کند. کاش از مراجع «تقليد» اين يکی را می‌شد به خوبی «تقليد» کند، «تحقيق»‌اش پيشکش به خدا!

  1. سعید says:

    فضولی نباشه میتونم بپرسم تحصیلات شما چیه و کجا درس خوندین؟
    ***
    فوق ليسانس روابط بين‌الملل و تئوری سياسی معاصر؛ دانشجوی دکتری همان (هر دو در دانشگاه وست‌مينستر)! سابقاً هم پنج سال دانشجوی رياضی با مدرک معادل ليسانس (دانشگاه فردوسی مشهد)! کافی است؟

  2. هادی says:

    ًآن زمان که در مدح ِ لاریجانی بر سر منبر رفته‌بودید، به شما گفتم که هوش، یک چیز است و عقل، چیز دگر. کارگزاران ِ بس باهوش را عقل باید! که از این نعمتِ بزرگ، همه‌ی‌شان، کمابیش، محرومند!!

  3. رایحه says:

    ممکن است بیشتر توضیح دهیددرباره سیاست قراضه احمدی نزادو این که کدام حرف را باید میزد و کدام را نه؟ ممنون میشم
    ***
    يعنی اين‌قدر ابهام دارد؟ اگر هنوز تشخيص اين‌که احمدی‌نژاد چه بايد می‌گفت و چه نبايد می‌گفت و چطور بايد می‌گفت سخت است، وای بر ما! حالا حالا بايد منتظر بمانيم تا وضع «دپيلماسی» درست شود. شما به همین سادگی «سياست» را به جای «ديپلماسی» گذاشتيد. بين «سياست» و «ديپلماسی» فرق است. اين دو يکی نيستند.

  4. رایحه says:

    باشه معذرت میخوام منظورم همون دیپلماسی قراضه بود میشه کمی توضیح بدید؟باز هم ممنون
    ***
    ديپلماسی قراضه يعنی اين‌که بدون سنجيدن شرايط گفت‌وگوی ديپلماتيک حرفی بزنی که نمی‌دانی نتيجه‌اش چی‌ست. حاصل آن می‌شود که اگر موفق شدی به حساب معجزات الهی می‌گذاری‌اش و اگر باختی حواله به مکر دشمنان می‌کنی.
    ديپلماسی يعنی اين‌که بدانی چطور حرف بزنی که امتياز مثبت برای کشورت بگيری نه اين‌که روز به روز وضعيت ديپلماتيک کشورت را ويران‌تر کنی و بيش از قبل همه ازت طلبکار باشند. ديپلماسی يعنی اين‌که در مقام قدرت و عزت باشی. اصلاً همان اصلی که در سياست خارجی ايران گفته‌اند: عزت، حکمت، مصلحت. اين سه تا در ديپلماسی احمدی‌نژاد وجود ندارد (يعنی خودش خیال می‌کند مسخره شدن نشان عزت است ديگر!).

  5. علامه says:

    او
    بنام حق
    دوست عزیز بنده یک شعاری دارم مبنی بر این که : در دنیای شیاطین اتفاق هرگز مثبت رخ نمی دهد . باور کنید این بیچاره ها قصد خدمت دارند و غافلند از بازیچه بودنشان در دست عقاب های قدرتمند غارت و چپاول که نه ایران برایشان مهم است و نه ایرانی . مشتی وطن فروش ولی مدعی – بازار عجیبی است این بازار جهل و ناآگاهی ملت بزرگ و با فرهنگ ایران .

|