۳

«در» به «در»ی!

در آن غزل سعدی که آواز سه‌گاه‌اش را شجریان در ناز لیلی می‌خواند، بیتی هست که سال‌های درازی مرا مشغول کرده بود و امروز به مدد سایه معنای‌اش را دریافتم و در کنارش معنای بیت‌های دیگری را نیز. بیت این است:
به خاک‌پای تو سوگند و جانِ زنده‌دلان
که من به پای تو در مردن آرزومندم

همیشه تصورم از مصرع دوم این بود که می‌گوید آرزوی من این است که در پای تو بمیرم (و این «در» را در تعبیر «در پای» می‌خواندم). اما این در، در تعبیر «در مردن» معنا دارد. «در مردن» یعنی در آب غرق شدن. در مصرع اول هم اشاره به خاک آمده و معنای در آب غرق شدن هم در تعبیر «در مردن» مستتر است.

کلمه‌ی «در» در کنار افعال دیگری هم که می‌آید این معنای عمیق شدن و غوطه‌خوردن و غور کردن را به آن‌ها می‌افزاید. از جمله در این بیت حافظ:
آن شُد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم
محتسب نیز در این عیش نهانی دانست

فعل در این بیت «در دانستن» است که «این عیش نهانی» میان «در» و «دانستن» فاصله انداخته است. در دانستن، یعنی به عمق نکته‌ای پی بردن.
و یا این بیت سعدی را می‌توان به عنوان شاهد آورد:
درویش تو در مصلحت خویش ندانی
خوشباش اگرت نیست که بی مصلحتی نیست

که باز هم تعبیر «در دانستن» در آن آمده است. لذا معنای بیت بالا اول این می‌شود که به خاک‌پای تو سوگند و جان زنده‌دلا که آرزوی من این است که در پای تو غرق شوم. هر چند معنا با آن چیزی که از ابتدا می‌فهمیم فرق چندانی نمی‌کند، اما این پیچش لفظ برای ما حل می‌شود. در زبان امروزی، تعابیر از جنس «در دانستن» و «در مردن» به ندرت به کار می‌رود و از زبان محاوره غایب است. در نتیجه، گاهی ابیاتی از این جنس به گوش‌مان عجیب می‌آید.

  1. مجید گفت:

    ای کاش مثالهای بیشتری از درمردن به معنی غرق شدن می‌دادید. من در جای دیگر به این معنی ندیده ام . به دهخدا نسخه تارنمای آن هم رجوع کردم و ندیدم. اما درمردن به عمین معنی مردن در آثار سعدی سابقه دارد:
    چنان به پای تو در مردن آرزومندم که زندگانی خویشم چنان هوس نکند
    که خیلی نزدیک است به همان معنی اولیه که شما هم اورده اید به معنی مردن در پای… و معنی غرق شدن را تکلف آمیز می بینم.

  2. mahdi گفت:

    آقا من در فهم شعر به پای تو و شاید به گرد آن هم نمی رسم، اما مشکل تو را با این شعر نمی فهمم؛ اگر هم مشکلی بوده آن گونه که تو بیان کرده ای نباید در معنای «در مردن» باشد. با تقریر تو، بیشتر محل نزاع در «به پای» بوده که آن را در پای معنا می کرده ای. نمی شود این «به پای» را، «هم پایه ی» و «به اندازه ی» معنا کرد؟ به هرحال، آن نکته ی سایه درخور است.
    ———————————-
    نه. مشکل از این‌جا در ذهن من آمد که فکر می‌کردم سعدی می‌توانست به جای «در مردن» چیزی بگوید موزون‌تر و معنادار. و نمی‌دانستم که خود تعبیر در مردن در زمان سعدی و در زبان او هم معنی‌دار بوده و هم موزون. وگرنه به هر صورت که بخوانیم چه به صورت فعلی چه به هر صورت فرضی دیگری که فاقد این تعبیر باشد اما مضمون‌اش همین باشد، معنا این است که آرزوی من این است که در پای تو بمیرم. یعنی نهایت اظهار خضوع و بندگی در برابر معشوق یا ابراز نهایت محبت. یعنی خیلی خودمانی و امروزی اگر بگوییم، طرف دارد می‌گوید برای‌ات بمیرم. مشکل این بود که در زبان سعدی آن تعبیر معنایی دارد که برای ما و زبان امروز ما نامعمول و ناآشناست.

  3. مهران گفت:

    سلام ، ازسایت بسیار زیبایتان لذت می‌برم همینطور از موسیقی‌های سنتی خوبتان. من دوسه ماهیه که وبلاگی را با اشعار خودم‌،دوستان وهمچنین مطالب ادبی،سیاسی ونیز موسیقی راه انداختم.موسیقی خودوبلاگ هم بد نیست ولی برنامه گل‌ها وسنتی خوب نتونستم پیدا کنم.من چطور میتونم نرم افزاری مثل شمارا داشته باشم؟ خیلی متشکرم ازراهنمایی تان.ضمنا بااجازه سایت تون را به لینک هام اضافه کرده ام .عذرمی‌خوام ازاینکه بی ارتباط با مطلب است.
    ——————————————
    این نرم‌افزار را باید بخرید و روی‌ وب‌سایت‌تان نصب کنید. از این‌جا می‌شود پیدا کرد:
    http://www.wimpyplayer.com/
    من از سیستم‌های دیگر وبلاگی خبر ندارم که چطور می‌توان از این نرم‌افزار در آن‌ها استفاده کرد.
    د. م.

|