۲

شب قدر است و طی شد نامه‌ی هجر…

Print Friendly, PDF & Email
شب قدر، نسبتی دارد با قدرت، ولی نه این قدرت‌های مادی و ظاهری زودگذر که همه چيزش در گرو اسباب دنیوی است. قدرت‌هايی هستند از جنس معنا، که بر هر قدرت ديگر می‌چربند. از جمله‌ی این قدرت‌ها، آزادی است و عدالت. این آزادی و عدالت نسبتی با حریت آدمی هم دارد. از توحيد، حریت می‌زايد. تن به عبوديت غیر او که ندادی، آزاده اگر بود، آزادی و عدالت برای‌ات هم ردیف ملائک می‌شوند. اما شب قدر، ملائک دیگری هم دارد. ملائکی که نازل می‌شود، فرود می‌آیند به امداد اهل معنا، و به یاری کسانی که ایمان دارند به آن توحيد: توحیدی که حريت و کرامت آدمی در آن شکسته نمی‌شود؛ توحیدی که باور به آن مساوق است با تعظیم آزادی و حريت آدمی، توحيدی که نفی بندگی و غلامی است.

برای اين شب‌ها – این شب‌ها قدر وقدرت و نازل شدن ملائک – خوب است کليدهای اين خانه‌ی ملائکه را در مصحف شریف بجوييم. آيات متواتر و مشهور اين شب‌ها، آیات سوره‌ی قدر است (سوره‌ی ۹۷): إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِوَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ  لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ. این داستان فرود آمدن ملائکه و روح را به اذن پروردگارشان داشته باشید تا به آیات ديگر برسيم.

آيه‌ی سی‌ام از سوره‌ی فصلت (۴۱): إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ. کلید، اين فرود آمدن ملائک، ایمان است و استقامت. ایمان اگر آوردی، الله اگر گفتی، با یک قبله اگر در راه توحيد صراط مستقيم را جستی و سر به بندگی هيچ طاغوت فرود نیاوردی، آن وقت است که ملائک هم فرود می‌آیند و خوف و حزنی نخواهد بود و آن‌چه در پی می‌رسد، بشارت است. این هم یک سویه‌ی دیگر قدر و قدرت داشتن – قدرتی به استظهار و امداد ملائک.

می‌رسیم به آيات یکم تا دهم سوره‌ی معارج (۷۰): سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ  فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا وَنَرَاهُ قَرِيبًا يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاء كَالْمُهْلِ وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا. رسيدیم به آن سوی قوس حالا؛ اين‌جا ملائکه و روح عروج می‌کنند. این عروج، هم‌عنان است با عذابی که بر کافران فرود می‌آيد و کسی را یاری دفع آن نيست. روزی است که مقدارش پنجاه هزار سال است. و این روزی که چنین دراز است، صبری می‌طلبد جمیل. و این روز را دور می‌بینند و اهل ايمان این روز را نزدیک می‌بینند: روزی که آسمان چون فلز گداخته گردد و کوه‌ها چون پشم و هيچ خویشاوند حال خويشاوند نپرسد – اين است روز سخت و دشوار. و این روز سخت‌تر و دشوارتر بر کسانی خواهد بود که ایمان ندارند و سر به بندگی غير خدا فرود می‌آورند و خوی غلامی در آن‌ها مستحکم است و ارکان حریت آدمیت را شکسته‌اند.

هنوز هم از جنس عروج ملائک داریم؛ آيات ۳۷ تا ۴۰ سوره‌ی ۷۸: يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا. این روز، روز قیام است. روز ایستادن. روزی است که روح و فرشتگان هم به صف می‌ايستند و هیچ زبان نخواهند گشود مگر به اذن رحمان و وقتی سخن بگویند سخن صواب خواهند گفت نه سخنی از سر تملق و چاپلوسی. روز حق یعنی این: روزی که در آن جز صواب نگویند و حقی در آن پوشانده نشود. و این روز است که هر که اهل خدا باشد، راه خدا را خواهد رفت و سر از بندگی طاغوت خواهد پیچید. این روز است که اهل معنا، به بندگان طاغوت و اولیای شيطان، انذار این عذاب نزدیک را می‌دهند. و اين‌جاست که آدمی به کرده‌ی خویش و آفریده‌ی خویش و سرنوشتی که خود به دست خود آن را رقم زده است می‌نگرد و می‌گويد کاش خاک بودم!

به عقب برگردیم. اين اهل طاغوت، این اولیاء شيطان، هنگامی که با اهل رحمان، روبرو می‌شوند، تلبیس می‌کنند و لباس حق می‌پوشند که ما نیز با شما هم‌زبان و هم‌داستان‌ايم، اما در نهان استهزاء می‌کنند و غوطه‌ور در طغیان می‌شوند: وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ. این است فاصله‌ی ملائک تا شياطین؛ اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ. (سوره‌ی بقره، آیات ۱۴ تا ۱۶). اين‌جاست که اهل طاغوت، خود استهزاء‌ شده‌اند و محو در طغیان. هدايت آزادی، عزت، کرامت و تقوا را به ضلالت طغیان، استعلا و استکبار می‌فروشند – طغیان در برابر یگانه معبودی که همه در برابر او یکسان‌اند و هيچ کس را امتیازی نیست جز به تقوا و نه به مال و مکنت و دولت. این است تجارتی که در آن سود و سرمایه يکجا می‌سوزند.

امشب، شبی است که می‌توان در آن هدایت يافت. هدايتِ حریت،‌هدايت آزادی و آزادگی، هدايت خروج از ظلمت همنشينی و اطاعت طاغوت و فرعون، به سوی نور و هم‌عنانی به اولياء خدا – و اولیای خدا را نشانه هست:‌استکبار نمی‌کنند و بندگان خدا را به بندگی و خوف فرا نمی‌خوانند. از سخن گروهی بوی خوف و انذار می‌آيد و از سخن گروهی دیگر بوی بشارت و ترک حزن و اندوه. شبِ قدر، شب قدرت است. شب قدرتی به استظهار ملائک و استمداد از روح. شبی که ملائک فرود می‌آيند و عروج می‌کنند و قیام. تا احوال اهل طغيان و گردنکشی در برابر واحد قهاری که آدمی را در بر و بحر کرامت بخشيد و حريم عزت آدمی را تا حدی مقرر کرد که سفک دماء را هم‌ردیف نابودی نوع آدمی شمرد، چه باشد. کسی پند می‌گیرد؟

حيلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، ديوانه شو
وندر دل آتش درآ، پروانه شو، پروانه شو
چون جان تو شد در هوا، ز افسانه‌ی شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو، افسانه شو
تو لیلة القبر برو تا لیلة القدری شوی
چون قدر مر ارواح را هم‌خانه شو، هم‌خانه شو

  1. آذین says:

    بسیار مفید بود مطلبتان مخصوصا نتیجه گیری آن. هر چند نکته ای ظریف در یکی از جمله های شما وجود دارد که چون صحبت از قران است و باید با حساسیت بالا با قران برخورد کرد با شما در میان می گذارم.درباره ی شب قدر مرقوم نمودید:”شبی که ملائک فرود می‌آيند و عروج می‌کنند و قیام”. بنا بر آیات قرانی به نظر میرسد شب قدر شب نزول فرشتگان است و نه عروج و قیامشان. عروج و قیام در روز رستاخیز و قیامت صورت میگیرد. آیات سوره معارج و نبا به ترتیب از آنچه پس از نفخه صور اتفاق می افتد خبر می دهند. روزی که درازنای آن به بیش از خمسین الف سنه میرسد و همراه با عروج ملایک است روز قیامت است نه شب قدر و مرحله بعدی آن پس از جراي حكم بندگان است كه:  وَتَرَى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. پس از قضاوت الهی اینک فرشتگان را می بینی که پیرامون عرش به تسبیح و حمد مشغولند. شب قدرشب نزول قران هم هست و برای نزول قران در قران می بینیم که با نزول روح همراه شده: نزل به روح الامین(شعرا ۹۳) .بنا بر این به نظر می رسد شب قدر شب نزول ملایک است که همراه با سلام است عروج و قبام سوره های معارج و نبا مخصوص روزرستاخیز و قیامت است و از جنس دیگری.
    ——————————–
    درست است، شاید باید اصلاحی انجام داد. عجالتاً همین نکات شما راهگشاست.
    د. م.

  2. بی نام ونشان says:

    سلام.برنامه بیست وسی امشب رادیدید.درمورد ادعاهای کروبی بود.گزارش هیئت سه نفرهقوه قضاییه.نظرتان چیست؟
    برنمه دهان پرکنی بود.خیلی برای جنبش بدبود.یک چیزی بنویسید.تا بدانیم چه خبر است؟؟؟؟؟؟؟؟
    ————————————————-
    صبر باید داشت.
    د. م.

|