۹

فقر من و غنای تو…

Print Friendly, PDF & Email
شیرين‌ترين حکایتی که در مناجات و راز و نياز هست، همين عرض «نياز» است؛ همين سر نهادن به آستانِ بی‌نياز و ابراز فقر. و اين فقر آدمی حتی در جهاد – و چه بسا در جهاد – به عیان‌ترین وجهی آشکار می‌شود: ما جهاد می‌کنيم (جهاد اکبر و اصغر) و در این جهاد، خويش را پاک و صاف می‌کنيم. با جهاد، نه بر خدا منتی می‌توان نهاد و نه بر خلقِ او. از غروب سوره‌ی عنکبوت (۲۹) را دارم گوش می‌دهم. ترتيل سوره‌ را با صدای شاطری در زیر آورده‌ام. اين يکی طولانی است و نيم ساعتی طول می‌کشد. اما شاطری شیرین می‌خواند و جانِ آدمی به شنيدن صدای‌اش ملايم می‌شود. بد نیست نيم ساعتی بعد از سحری وقتی بگذارید و گوش بدهید. سه آيه از این سوره چشم‌ام را گرفت. اين سه آیه خوب نسبت دارند با وضع فقر آدمی. اولی از جهاد می‌گوید: «وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ» (آيه‌ی ۶). آشکارا می‌گويد اگر جهاد می‌کنید برای نفس خودتان است؛ من از شما مستغنی‌ام؛ از همه‌ی شما. شما هستيد که پيش من فقیريد. به همين جهادها چيزی حاصل می‌کنید و تقرب می‌جوييد؛ برای خودتان. يعنی قصه، قصه‌ی سودجویی محض يک نيازمند و سائل است.

جلوتر می‌رويم. می‌فرمايد: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِينَ» (آيه‌ی ۱۰). «خود حقيقت نقد حال ماست آن». تا کمترین رنجی می‌بینيم، تا اندک درشتی می‌شنويم، گمان می‌بریم که عذاب الاهی ما را در گرفته است. تا اندک نصرتی هم می‌رسد، همراه مخلصان و مقربان می‌شویم. این چیزی است جز ضعف آدمی؟ چيزی است جز اخلاصی که غایب است؟ بد نيست ذکر خیری کنم از آيت‌الله مظاهری که روزگار نوجوانی من با فقط يک کتاب از این مرد – که امروز به راستی نمی‌دانم کجای معادلات عالم قرار گرفته است – جان‌ام را با برجسته کردن «اخلاص» شست‌و‌شو داد. به هر روی، آسان نیست که بياموزیم در راه خدا، اذيت و آزاری ببينيم ولی فتنه‌ی آدميان را با عذاب الاهی یکی نشماریم. آدميان را بر مسند خدايی ننشاندن، يک مصداق‌اش همین است.

اما شيرینی سوره‌ی عنکبوت این است که با جهاد آغاز می‌‌شود و با انذار درباره‌ی آن و به جهاد هم ختم می‌شود. بعد از آن همه تلنگر زدن و ابراز استغنا، می‌گويد که: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» (آيه‌ی ۶۹) يعنی اين احسان، این نيکوکاری را ترک نکنید. هر اندازه که او از شما مستغنی است و شما برای سود خودتان جهاد می‌کنيد، اگر قدم در این راه نهادید، راه را هم نشان‌تان خواهد داد. اين سوره، سوره‌ی روح‌نوازی است. حرف بسيار است. خدا بخواهد، آن بحث توحيد و حریت را پی خواهم گرفت که نکته و اشاره بسیار دارد. سحر رمضانی‌تان پر نور و شیرین باد.

  1. Maryam says:

    سلام. خیلی لذت بردم. ممنون که در این حال و هوای سیاسی از رمضان هم غافل نشده اید. دنبال دعای سحر و ربنا و دیگر دعاهای مخصوص ماه رمضان میگردم که فایل صوتی اش را دانلود کنم. اگر سایتی می شناسید که همه را یکجا دارد لطفا معرفی کنید. ممنون میشوم و اجر شما با خدا.
    —————————–
    وب سايت آوينی بايد همه را يکجا داشته باشد.
    د. م.

  2. ف ط says:

    سلام
    باز هم از نوشتار پر مغزتان بهره وافر بردم.
    نمی دانم چگونه اندیشه مرا می خوانید ولی دقایقی قبل از اینکه بار دیگر ملکوت را بازدید کنم جدالی درونی داشتم در پی یک مباحثه داغ و می اندیشیدم که چرا هر سختی و گرفتاری کوچکی من را (و بسیاری دیگر را) بی قرار می کند
    هرچند مدتهاست خود را از نسبت دادن ناملایمات و دشواریهایی که به دست انسانها پدید می آید (آگاهانه یا ناخودآگاه آنرا فراهم کرده باشند) به ذات ربوبی پرهیز می دهم و به آشنایان هم یادآوری می کنم که رفتار و گفتار آدمیان را نمی توان به خالق بی همتایی نسبت داد که انسان را در انتخاب راهش آزاد آفریده است ولی هنوز گاه و بیگاه به قول شما این وسوسه در ذهنم خلجان می کند که با هر دشواری به سمت نومیدی رانده شوم و با هر پیشرفت و گشایشی در کارهایم خود را غریق پیروزی و به عبارتی که خود شما بکار برده اید از اقربا و یا دست کم مورد عنایت خاصه بپندارم
    بارها به خودم و دوستان و نزدیکانم یادآور شده و می شوم که سیرۀ الهی بر آنست که این جهان هستی را با قواعد و روابط خاصی بین اجزاء زنده و غیر زندۀ آن طراحی و تکوین کرده و آنرا منزلگاهی برای ما قرار داده است و بر ماست که “… سیروا فی الارض …” کنیم و رابطۀ بین این اجزاء را بیاموزیم و در جهت پیشبرد و بهبود زندگی خودمان بکار گیریم. سنت الهی بر آن نیست که هر لحظه یا هر از گاهی دست غیبی اش را وارد زندگی من و شما بکند و ما را به سزای یک نافرمانی عذاب کند یا به پاداش یک کار نیک مورد عنایت خاصه قرار دهد.
    آنچه در این سرای سپنج برای ما فراهم شده (… ان کنتم تعلمون …. و …. ان کنتم تعقلون …) همه نیاز ما را در این سفر کوتاه برآورده می سازد. آنچه بهره مندی ما را از مواهب این دنیا محدود می سازد یکی کم کاری و سهل انگاری در کشف ظرفیتها و ابداع و اختراع ابزارهای مناسب است و دیگری زیاده خواهی و برتری جویی برخی انسانها که رشد فکری و مادی کل بشریت را فدای امیال شخصی خود می کنند تا چند صباحی بر دیگران امارت کنند. اگر این زیاده خواهان منابع مادی و معنوی انسانها را با اندوختن سرمایه و جنگ افروزی به باد نمی دادند چه بسا قرنها پیش دانش بشری به حد کمال امروزی رسیده بود و همه انسانهایی که در این قرون زیسته اند از نعمات الهی بهرۀ کاملتری می بردند. و صد البته ما هم در دنیایی به مراتب پیشرفته تر می زیستیم. (برای نمونه اگر هزینه ها و نیروهای فکری و فنی بشر به جای جنگ و خونریزی در جهت اختراعات فنی صرف می شد چه بسا وسایل نقلیه ای چون هواپیما ده ها و یا صدها سال زودتر در اختیار انسانها قرار می گرفت – و تو خود حکایت مفصل بخوان ….)
    آیا می توان گفت که این محرومیت نسلهای گذشته از ظرفیت های گوناگونی که بخصوص در یکی دو قرن اخیر مورد استفاده بشر قرار گرفته عذاب الاهی بوده است و یا اینکه انسانهایی که در دو قرن اخیر زیسته اند از ارج و قرب خاصی در نزد پروردگار برخوردار شده اند؟
    پاسخ این سؤال آنگونه که از قرآن کریم می توان استنباط کرد یک نه بزرگ است چرا که می فرماید: “وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى” (آیه ۳۹ سوره نجم). پس برخورداری انسانها از آنچه در دو قرن اخیر و به واسطۀ تلاش های شبانه روزی عده ای (هرچند محدود) از پژوهشگران و دانشمندان به دست آمده دقیقاً با مفهوم این آیۀ کریمه قابل توصیف است. اگر این تلاشها چند دهه یا چند قرن زودتر انجام می شد (که به دلیل مصرف شدن منابع مالی و فکری انسانها در جهت امیال و زیاده خواهی برخی امرا و حکام صورت نگرفت) مردمی که در آن دوران می زیستند هم (بدون آنکه دچار این توهم شوند که عنایات خاصه ای بر آنها نازل شده) از این موهبت ها بهره می بردند و زندگانی آسوده تر و شادتری می داشتند.
    این نکته آخر را هم یاد آوری کنم که چون همۀ مواهب و امکانات موجود در این عالم به خواست و تدبیر الهی فراهم شده است, هیچ استبعادی ندارد که هرگونه پیشرفت و موفقیتی را از الطاف خداوندی بدانیم و بر آن شکری واجب. از طرفی هم این پند حکیمانه پروردگار مهربانمان را آویزۀ گوشمان کنیم که: لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (آیه ۲۳ سوره حدید).
    باز هم از نوشتارهای نغزتان ما را بهره مند بفرمایید که موجب سپاس فراوان است.
    و ما توفیقی الا بالله

  3. آذین says:

    یک نکته که در این گونه آیات جالب است شمول آنهاست(و”من” جاهد- و”الذین” جاهدو). همانطور که در پایان نظرم در نسبت آزادی و حریت خاطرنشان کردم و”الذین” جاهدوفینا… است صرف نظر از صبغه ی بیرونی افراد. دارد به زیبایی تمام با “نوع انسان” سخن میگوید. و ارزش این تلاش که یک تلاش انسانیست ایگونه بیشتر نمایان میشود در صورت خدایی که خدای انسان است در این آیات و نه فقط خدای مومنان با مسلمان ها.
    آنکس که تو را شناخت جان را چه کند/فرزند و عیال وخانمان را چه کند/دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی/دیوانه ی تو هر دو جهان راچه کند…التماس دعا 

  4. safa says:

    از اینکه در این شرایط پرفتن که طوفان تردید به جان اعتقادات من حمله کرده و گناه اوازه خوان را به پای اواز مینویسم در عجبم که شما با یقین به اعتقادات خود باور دارید و انگار نه انگار که همین منابع شاید مستند ظلم و رفتار غیر انسانی قرار گیرد ایا هنوز میگویید هر عیب که هست از مسلمانی ماست و …
    *****************
    من نگفتم هر عیب که هست از مسلمانی ماست. مگر فقط یک جور مسلمانی هست؟ و مگر اسلام وجود خارجی دارد؟ جهان معرفت و معنا متکثرتر از آن است که با اين اتفاق‌ها بخواهيم راه‌مان را گم کنيم.
    د. م.

  5. این دهان بستید و دهانی دیگر باز کردید.خدا دهانهاتان را پر کند.بازتر کنید.به وسع ما نه به لطف او.
    من هم همین عنوان را مطلب کرده ام

  6. ف ط says:

    سلام
    در پاسخ به safa قدری انفعالی و دستپاچه می نمایید.
    البته که هر عیب که هست از مسلمانی ماست. و صد البته که مسلمانی یک جور بیشتر نیست و نمی تواند باشد.
    مسلمانی در شکل کامل و بی نقصش آنست که پیامبر گرامی اسلام و علی بن ابی طالب و امام حسین (علیهم السلام) درک کردند و سپس آنرا زیستند. اگر کاستی و ناراستی در کار هست یا از درک نادرست ماست و یا از تن در ندادن ما به آنچه باید بدان عمل کنیم (که البته از وسوسۀ شیطان و سرکشی نفس ریشه می گیرد). به هر حال و هرچند بخواهیم آنرا دور بزنیم و از زاویۀ دیگری بنگریم, بازهم به همان نقطه می رسیم و آن راه باریکتر از مو که صراط مستقیم نام دارد. البته بر این باریکه راه پیمودن بسی دشوار است و حفظ تعادل در پیمودن این راه نفسی مطمئن و اراده ای پولادین را می طلبد که در درون هرکسی تا اندازه ای ممکن است وجود داشته باشد. در حقیقت “راست روی” هر یک از ما به قدری است که تزکیه نفس و عزم و ارادۀ ما برایمان فراهم می سازد. از همین روست که ممارست و خودسازی که ایمان قلبی و ارادۀ عملی ما را نیرومندتر می سازد, در پایداری و استوار ماندن ما بر صراط مستقیم نقش اصلی را دارد.
    از قضا دوست عزیزمان safa در متن همین سؤالی که برای شما مطرح ساخته پاسخ خودش را هم داده. از ایشان باید پرسید اگر “همین منابع … مستند ظلم و رفتار غیر انسانی قرار گیرد ….” آیا گناه از “همین منابع” است یا آن آوازه خوانی که این منابع را به صدای کریه خود می آلاید و از آنها دستاویزی می سازد برای ظلم و رفتار غیر انسانی خودش نسبت به دیگران؟ آیا نباید به این انکرالاصوات بگویند “تو که قرآن بر این نمط خوانی – ببری رونق مسلمانی” ؟
    به دوست عزیزمان safa هم توصیه بفرمایید تردیدشان را به فرصتی برای بازبینی و بازپروری ایمان و اعتقاد قلبی خودشان تبدیل کنند که از میان امواج متلاطم, دریادلان پاک نهادی بیرون می آیند و بر ساحل قدم می گذارند که اینگونه برآنها ندا می رسد: يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي (سوره فجر آیات ۳۰-۲۷).
    و ما توفیقی الا بالله

  7. سروش says:

    سلام. اگر به گوش سپردن به ترتیل قرآن علاقه مندید، که پیداست این طور است، یک قاری دیگر را هم مد نظر داشته باشید. ماهر المعیقلی که اما جکاعت مسجد الحرام است و قرائتش بسیار زیبا و گاهی تکان دهنده است. اگر می خواهید امتحانش کنید، شاید زیباترینش مربوط به ترتیل سوره زمر باشد. برای دریافتش هم می توانید به سایت زیر مراجعه کنید.
    http://www.almuaiqly.com

  8. ..... says:

    سلام جالب بود اما به نظرم مي رسد كه در اين فضاي ملكوتي رمضان ياد رفتگان و دربند ها فراموشمان نشود بعضي از اين دربند ها واقعا رفته اند بعضي ها هم مجبور به رفتن خواهند شد و بعضي هم چنان لباسي بر تنشان خواهند پو شاند كه گويي هر گز نبو ده اند اين روز ها هرز چند گاهي دادگاهي بر گزار مي شود كه نتيجه آن از قبل تعيين بوده حذف مخالف! يادم از كتاب رياضي اول دبستان افتاد دستگاهي كه هر چيزي وارد آن شود رنگش مي كند يا ديگري كه هرچه وارد آن مي شود به يك شكل در مي آورد فارغ از جنس و ماهيتش . اين روز ها همه اعتراف مي كنند ما اشتباه كرديم . ما خيانت كرديم و…. شايد خيليا براي انقلاب زحمت كشيده اند اگر روزي محض امتحان آن ها را وارد اين دستگاه كنند آيا بازتغيير شكل يا تغيير رنگ خواهند؟ البته ماهيت دستگاه اين را مي نمايد آيا اگر آنهايي كه شهيد شده اند بتوانند بر گردند و وارد اين دستگاه شوند ( زندان) آن ها خواهند طاقت بياورند و غير از اين جملات ي كه اين ها اعتراف مي كنند بر زبان بياورند؟!!! امه تفاوتي است مه آن ها كسي در هدفشان نمي تواند شك كند و گرنه آن ها هم متهم مي شدند كه بعضي شده اند ! ولي آن مهد نه زندان شبيه اين زندان درون دنياي دني نيست . مي توان حال همه زندانيان را درك كرد …اما سبز هميشه سبز مي ماند

  9. binam says:

    این ماه رمضون دیگه روزه نگرفتم.احساس می کردم اگر روزه بگیرم قاضی مرتضویم.باور کنید.
    این پست و که خوندم کمی با خودم آشتی کردم .
    ممنون

|