۷

طربخانه‌ی رمضانیه

این یادداشت عملاً کمی توضیحات فنی است:
به توصیه‌ی بعضی از احباب شفیق، طربخانه‌ی رمضانیه‌ی را علی‌الخصوص در این ایام بی‌ربنای رسانه‌ای به شیوه‌ی تازه‌ای در طرفین ستون‌های راست و چپ صفحه‌ی اصلی ملکوت (همین وبلاگ بنده، نه صفحه‌ی ورودی حلقه‌ی ملکوت) نصب کردم. خلاصه‌اش این است که هر کجای دنیا باشید اگر بدانید وقت اذان صبح (یا مغرب) به افق مربوط‌تان کی است (مثلاً از این‌جا ببینید؛ یا دقیق‌ترش را از وب‌سایت مرکز اسلامی انگلیس ببینید)، می‌توانید مثلاً برای اذان صبح ۱۵ دقیقه و ۴۰ ثانیه قبل از اذان صبح، رمضانیه‌ی ۱ را راه بیندازید و مشغول تدارک برای سحر شوید (خاصیت آن ۱۵ دقیقه و ۴۰ ثانیه این است که وقتی دکمه را فشار بدهید، درست بعد از این مدت اذان صبح بخش می‌شود)! به عبارت دیگر، با این کار، نوعی رادیوی رمضانی درست کرده‌ام که به کار سحرها و غروب‌های رمضان بیاید. اگر اشکالی فنی داشت، یادآوری کنید و اگر پیشنهادی هم دارید که برای من شدنی باشد، مرحمت کنید یادداشتی بگذارید تا رسیدگی کنم.

پ. ن. مسؤولیت تست کردن این سیستم، حداقل یک بار، و مسؤولیت مراجعه به جدول اوقات شرعی با خودتان است!
پ. ن. ۲. برای این‌که بهره‌ی معنوی‌تان (!) از لحظه‌ی افطار زیادتر شود، اذان مغرب با اذان صبح‌ای که در طربستان رمضانی هست فرق دارد: اذان افطار، اذانی است که مرحوم مؤذن‌زاده با دعا شروع می‌کند و حدود یک‌دقیقه تا شروع «الله اکبر» طول می‌کشد!

  1. آریا گفت:

    از فیلتری که چند روز پیش شده بودید درآمده اید. (فقط محض اطلاع)

  2. arshav گفت:

    I would like to take this opportunity and thank you for your useful weblog and wish you sucess in future!

  3. فرنوش گفت:

    ممنون به خاطر این طربخانه.
    البته باید یادآوری کنم که سیمای ضرغامی نتوانست در برابر وسوسه‌اش مقاومت کند و ربنای استاد از شبکه ۱ کمی قبل از اذان مغرب پخش می‌شود.
    نوشته‌هایتان را بسیار دوست دارم.

  4. ف ط گفت:

    سلام
    باز هم تشکر از ابتکار زیبای شما. در ایس سحرگاه بهره ای بردیم -انشاءالله- و سپاسگزاریم از زحمتی که کشیدید
    و ما توفیقی الا بالله

  5. شادی گفت:

    تو با این کارت کاری کردی که ما هر دم افطار و سحری یاد تو و بانو باشیم و دعایت کنیم. حالا تو هم اگر زحمتی نیست لااقل یک افطار و سحر درمیان به یاد ما باش و دعایی بکن.
    ———————————
    :)))))))
    به روی چشم.

  6. بهرنگ گفت:

    خداوند خیرت دهاد
    دلم برای شنیدن اسماء الحسنی خیلی تنگ شده بود
    خداوند باز هم خیرت دهاد

|