۹

ولا يخافون لومة لائم…

این روزها، مردم ایران، داغ‌ديدگان، حبس‌کشیدگان، زجردیدگان، شکسته‌گان و در ميانِ آن‌ها سبزهایی که به ميرحسین موسوی رأی داده بودند – مثل بسیاری روزهای ديگر – تنها هستند. تنهایی این ملت، تنهایی تازه‌ای نيست. همیشه خواسته‌اند نمایش دهند که این ملت تنها نبودند بلکه با دگران بودند و «همدست» داشتند. این مردم تنها هستند چون اگر صدای حق‌طلبی و عدالت‌خواهی‌شان بلند شد و کسی همراه آن‌ها ندایی از حلقوم بر آورد، به بهانه‌ی صداهای «بیگانگان»، گلوهای خويشان را دریدند و بریدند. اما اين ملت تنها نیستند، چون نه از فراز و نشیبِ راه هراسیده‌اند و نه از ملامتِ ملامت‌گران – و نه دل به عشوه‌ی مستکبران، استخفاف‌گران و دین‌فروشان می‌دهند. وصف حال‌شان اين آیه است:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (سوره‌ی مائده (۵)، آيه‌ی ۵۴) [اى مؤمنان هر كس از شما از دينش (اسلام‏) برگردد، (بداند كه‏) خداوند به زودى قومى به عرصه مى‏آورد كه دوستشان مى‏دارد و آنان نيز او را دوست مى‏دارند ؛ (اينان‏) با مؤمنان مهربان و فروتن و با كافران سختگيرند؛ در راه خدا (به جهاد) مى‏كوشند و از ملامت هيچ ملامتگرى نمى‏هراسند؛ اين فضل الهى است كه به هر كس كه بخواهد ارزانى‏اش مى‏دارد و خداوند گشايشگر داناست‏]. اين روش، همان آيين ماست؛ روشی که از ملامتِ‌ ملامت‌گران نهراسيم و دست از مجاهدت بر نداريم.

ما تنها هستیم و در تنهایی خویش ایستاده‌ایم – و ايستاده بوديم. ما تنها ايستاده بودیم بدون این‌که هیچ مددی از سوی «خارجی‌ها» برسد. هيچ کس در آن روزها و این روزهای پر غبار و خون‌آلود در کنارِ ما نمی‌ايستد. نيازی هم به ایستادن کسی جز ما نیست. اگر حق‌جويان تکیه‌گاه‌شان خدایی باشد که بزرگ‌تر و تواناتر از هر قدرتِ زمینی است، چه حاجتی به دگران؟ از هر بام و کرانه‌ای، تنها تیری که روان می‌شود و به قلب هدف می‌نشيند همين ذکر است؛ همين الله اکبر. همين که قوی‌ترین بانگ استغنای مردمِ این مرز و بوم است از دگران.

ما تنها بودیم و تنها هستيم – اما با هم هستیم. نه قاتلان مسعود رجوی و نه خیال‌بافان رضا پهلوی، هيچ کدام هیچ وقت در کنارِ ما برای این خاک و دیار، خون دل نخورند و چشم اميد و آرزو سپيد نکردند. یکی به خون‌ریزی و خیانت ادامه می‌داد و دیگری در توهم غوطه‌ور بود. کسانی که امروز شیطنت نفاثات فی العقد را برای فروکوفتن میرحسین موسوی بهانه می‌کنند، خوب می‌دانند که همه چيز برای‌شان ابزار است برای نابود کردن هر که جز خودشان باشد. نه، فراموش نکنيم و نمی‌کنیم که ما تنها هستیم و با هم هستیم.

ما تنها هستيم چون برای تأيید آن‌چه می‌خواهیم – و می‌دانيم – حاجتی نه به تأييد و نه به تکذيب دوست و دشمن داريم. حق و باطل را به اشخاص تشخیص نمی‌دهند. آن‌که جويای حقيقت است، برای یافتن راه حقیقت، نه چشم به زبان و دهان بی‌بی‌سی دارد که از آن تأييد مستقيم (يا تأييد معکوس) بگیرد و نه نگاه‌اش به دولت آمريکاست. معيار صدق و کذب، افراد نيستند. اعتراف‌کنندگان و حبس‌دیدگان هم نيستند (که در جهتِ آن‌ها يا خلافِ جهتِ آن‌ها در پی تأييد يا تکذيب چيزی برويم). هر کسی کارنامه‌ای دارد و نفسی و خردی که همواره با اوست. «حجتِ امر خدای است ای پسر در مرد عقل» و همه گویا خُرده‌-عقلی هم که شده، دارند. بی‌بی‌سی، دولت آمریکا، مسعود رجوی، رضا پهلوی و هر کس دیگری – هر چقدر هم که با هم فرق داشته باشند – وقتی به عدالت‌خواهی و حقیقت‌جویی اين ملت اذعان کند، اول از همه بر خودش ستم نکرده است. نه چیزی به شأن آن‌ها اضافه می‌شود و نه سر سوزنی از ارزش و اعتبار حقیقت‌جويی و عدالت‌خواهی کاسته می‌شود. حقیقت‌جویی و عدالت‌خواهی اولاً و بالذات تکلیف هر انسان آزاده‌ای است – چه مسلمان باشد و چه نباشد.

ما تنها هستیم، اما «اعتماد بر الطاف کارساز» می‌کنيم. تنها هستیم ولی در تنهايی همبستگی داریم. اگر معنای تنهایی اين است که جهان هم در حمايت از ما سکوت کند اما هم‌چنان ما از حقیقت‌جويی دست نکشيم، آری تنها هستيم. اما حقیقت و عدالت، آدمی را پر می‌کند. فربه می‌کند. از تنهايی در می‌آورد. حقیقت و عدالت، خود اسمِ رمز جنود الاهی هستند. نام عدالت و اسمِ حقیقت، لشکريانِ پنهان و ملایک عرشی هستند. آن‌که حق می‌جويد، نیازی به امدادهای این‌جهانی ندارد؛ آری، ما هم در تنهایی از امدادهای غیبی بهره‌مند می‌شویم. ما هم از الطاف خفيه‌ی الهی متمتع می‌شويم. هر چه تا امروز، در این دو ماه گذشته رخ داده است، یک به یک،‌ از الطاف خفيه‌ی الهی بوده است. ما تنها هستیم، ولی با او هستيم.

  1. سلام.به تقریب روزی دوبار وبلاگ شما و سیبستان را چک می کنم.گپی بین خانواده و دوستان شد درباب نهایت همه این چیزها.حرفی به میان آمد به قواره گفته شما.اثر تکوینی این خون ها را رسانه دروغ خنثی نمی کند.ملکوت عالم است که خونین است.امام حسین هم هجده هزار رای از کوفه داشت.به فریاد یک ابن زیاد پشتش خالی شد.این مردم به گلوله ایمان آورده اند اما خیابان را پر می کنند.عالم حساب دارد.دست خدا با جماعت است تنها توجیه نقلی دموکراسی نیست.بنیان معرفتی دارد این که وقتی نفوس ناس به سمتی میل می کند و پا پس نمی کشد لیاقتش را اثبات کرده است و خدا که حق را به حق ادا می کند.اگر امروز پیروزی دست دهد قدرناشناسان بسیارند.بگذار بیشتر بپزیم.صبر ما انفاقی است که به خاموشان امروز و ایستادگان فردا می کنیم ان شا الله.
    نفست گرم رفیق.در این وضعیت آیه گزینی شما دلم را روشن می کند.کم موهبتی نیست این.فیض از گلوی قلمت بریده نباد.بمانی مرد.بمانیم.

  2. na30beh says:

    سلام.فوق العاده زیبا نگاشته اید.پیروز باشید.

  3. رویا says:

    عیدتان مبارک
    دردم از یار است و درمان نیز هم
    دل فدای اوشدوجان نیز هم
    :
    چون سر امد دولت شبهای وصل
    بگذرد ایام هجران نیز هم
    موفق و موئد باشید

  4. مثل همیشه رسا و روان بود، ممنون.
    راستی خوشحال میشوم دوباره نقبی به دین و عرفان بزنید و کمی از سیاست روز دور شوید، این روزا دیگه از درو دیوار شهر سیاست میبارد، شاید اگر قبل از توسعه سیاسی و مدنی به توسعه معنوی اخلاقی جامعه میپرداختیم وضع بهتری داشتیم.
    در نهایت میخواستم از شما دعوت کنم سرکی هم به بلاگ حقیر ما بزنید و چناچه لایق دید مارا لینک کنید.

  5. بانو says:

    امام علی می فرماید: “اجورالناس من عدَ جوره عدلا منه.” ستمکارترین مردم کسی است که جور خود را عدالت می شمارد، ظلم خود را دادگری می پندارد
    ملت ایران به اندازه ی تاریخ خود مقاومت در برابر بیداد خود کامگان را تجربه کرده و آزادی را فریاد کشیده است گاهی از عمق خانه ها و گاهی در سینه ی خیابان ها.
    ما زنده از آنیم که آرام نگیریم
    موجیم که آسودگی ما عدم ماست
    من هم وب لاگ نوزادی دارم که خوشحال میشوم اگر بخوانیدش.

  6. سلام مجدد.یادداشتی کوتاه و قدیمی پیدا کردم که اوضاع این روزهامان را باز می خواند:
    مقصوره/الیگارشی در ساماندهی فضا

  7. آزادی says:

    داستان خونخواهی ندا آقا سلطان در روز قیامت:
    زمان: ۱۲ هزار سال بعد از بعثت خاتم
    مکان: صحرای محشر
    درست ۷ سال از زمانی که اصرافیل در صور دمیدن آغاز کرد می گذرد اما جهان همچنان در خون و آتش می سوزد گویی هنوز جهان در احاطه ظلم است و عدالت از بشر دور!
    در این سالها جهان هستی به امر باری تعالی به هفت هزار قطعه تبدیل شد هر قطعه ای هفتاد برابر زمین تا عدالت نزدیک شود و ظلم دور!
    پس خداوند عرش خود را گستراند و مظالم آشکار شد…
    ادامه را در وبلاگم بخونید:
    http://dooms-days.blogspot.com

  8. علی says:

    بسیار لذت بردم ، کسایی که چون شما می اندیشند ، غنیمتند ، سبز باشی ، ما رم هم دعا کنید

  9. Anonymous says:

    بسمه تعالی
    زیبا نوشته اید. خواستم بگویم من هم گلگی هائی دارم اما برادر خوبم! اینکه آیا ما حرف حق می زنیم یا نه خودش (نه یک کم بلکه)یک عالم دقت میخواهد. از مهمترین عوامل نابود کننده وحدت ملتها(مثلا در شیلی) قضاوت زود است. فرقی نمیکند که این جناح، زود و بدون بسندگی مقدمات در مورد جناح مقابل قضاوت کند یا بر عکس. این یک! اما مورد دوم آنکه در جریان رسیدن به اینکه حق با ما است یا نه(که خودش یک قضاوت است) باید یک نیم نگاهی هم بیندازیم ببینیم چه کسانی در این قضاوت با ما هم نظر شده اند! به نظر شما این مساله مهم نیست؟ همان امام عزیز که همه وامدار ایشان هستیم فرمود درست است که گفتند “انظر الی ماقال” ولی بعد از توجه به ماقال، یکنظری هم به گوینده میکنیم ببینیم خود او چه کاره است. اینجا بحث شما ماقال ومن قال نیست ولی منظور من اشاره به آن نیم نگاه است! من هم سالها در انتظار آمدن میرحسین بودم ولی برای ما حق مهم است تا فرد! اگر ایشان از آمریکا و انگلیس و برخی افراد لاابالی برائت می جست حداقل انتخابات به دور دوم می کشید ولی امثال من فراوانند که هم از برخی کارهای دولت نهم دل خوشی ندارند و هم طرفداری شیاطین دنیا و داخل آنان را از میرحسین برید!

|